X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

 

"بنام خدا"

روانشناسی ورزشی

انگیختگی :

انگیختگی گونه ای حالت هوشیاری و پیش بینی است که بدن را برای هر اقدامی آماده می کند، وورزشکار در سطح بهینه آن ، بهترین اجرای خود را انجام می دهد . این حالت که به فعال سازی جسم و ذهن مربوط می شود ، به خودی خود نه خوب است ، نه بد .

این سطح در بین افراد و تا حد بسیار زیادی در بین ورزشها نیز تفاوت دارد . حتی با مرور زمان برای یک ورزشکار نیز فرق می کند .

هنگامی که بازیکن توپ را می گیرد به محرکی بیرونی پاسخ می دهد . چنین حرکتهایی برای فرد ضرورتی پدید می آورند که مورد توجه روانشناسان است .برای آنکه در بالاترین حد توانائی خود عمل کنیم باید در حالت مناسبی از فعال سازی باشیم ( نه خیلی کم، نه خیلی زیاد) در اکثر سطوح رقابت ، ورزشکاران نوعی افزایش طبیعی در انگیختگی خود ملاحظه می کنند که در اثر موقعیت محیطی ایجاد می شود به علاوه ، گرم کردن باید قدری شدید باشد که ورزشکار رابرای یک اجرای خوب برانگیزاند.

بدن چگونه انگیخته می شود ؟

پس زدن توپ کاشته از کناردروازه ، بازیکن به آن نگاه می کند و می کوشند حدس بزنند ، توپ در کجا فرود خواهد آمد .

بازیکنی که توپ به سمت محدوده او می رود ، برای مهارتوپ به سوی آن  می دود و در این میان ، انگیخته اش افزایش میابد .

در بدن این بازیکن چه روی می دهد که او می تواند این کار را انجام دهد؟

بخشی از مغز که در تنظیم انگیختگی نقش اصلی را دارد ، دستگاه فعال ساز شبکه ای ، یعنی بخشی از ساقه مغز است که نخاع شوکی را به پیش مغز       ( جایی که محل فعالیت هائی مانند اندیشیدن ،

ادراک ، آگاهی از وضعیت بدن و تنظیم جریان خون است ) مرتبط می سازد .

این قسمت از مغز با تغییرات در اطلاعاتی که دریافت می کنیم ، فعال می شود و از این رو ، به ما کمک می کند تا به موقعیت های تازه ( مثلا هنگامی که برای مهار توپ به سوی آن می رویم ) پاسخ دهیم .

بخش دیگری از مغز به نام هیپوتالاموس در تنظیم هشیاری نقش دارد و سیستم اعصاب خودکار را فعال می سازد . سیستم اعصاب خودکار که گاهی مرکز هیجان ها خوانده می شود ، فرایند های جسمانی ، از جمله ضربان قلب ، تنفس و گوارش را تنظیم می کند . این کار از طریق دو بخش این اعصاب انجام می شود .

بخش سمپاتیک که بدن را تحریک و سبب فزایش مصرف انرژی می شود

بخش پاراسمپاتیک که انرژی را حفظ می کند .

وقتی بخش سماپاتیک فعال می شود ، بدن را برای موقعیت اضطراری آماده می کند و ضربان قلب ، آهنگ تنفس و تنش عظلات افزایش می یابد . همچنین ، بدن بیشتر عرق می کند تا خنک شود . این الگو ی افزایش فعالیت ، یعنی الگوئی که به پاسخ گریز یا ستیز معروف است ، واکنش انگیختگی است .     در هنگام تعریق بدن آزادشدن قند در جریان خون سبب تامین انرژی بیشتر می شود .

همین که حالت اضطرار تمام می شود ، بخش پاراسمپاتیک برای مقابله با اثر پاسخ گریز یا ستیز اقدام می کند و کارکرد جسمانی را به وضعیت تعادل باز می گرداند . مثلا ، فعال شدن پاراسمپاتیک آهنگ تنفس و ضربان قلب را آهسته می کند و گوارش را افزایش می دهد .

رابطه انگیختگی و عملکرد :

تحقیقات زیادی برای یافتن رابطه ای بین سطح انگیختگی یا فعالیت ورزشکار و عملکرد ناشی از آن انجام شده است . هدف این تحقیقات یافتن سطح بهینه ای بوده است که در آن ، ورزشکاران بهترین اجرای خود را ارائه می کنند.

پیامداین تحقیقات ، فرضیه ای به نام« یوی وارونه » یا زیر بنای روانشناسی ورزشی است که در سال 1908 میلادی پایه ریزی شد . همانگونه که شکل نشان می دهد ، این فرضیه یک مفهوم بسیار ساده را بیان می کند .

الف. نقطه ای که ورزشکار در آن ، در حد بهینه ای هشیار و آگاه است .

ب. نقطه ای که ورزشکار در آن ، به روان افزائی بیشتری نیاز دارد .

ب

 

الف

پ. نقطه ای که ورزشکار در آن ، بسیار تنیده یا پیش فعال و کمتر از حد بهینه خود عمل می کند .

اجراانگیختگی / فعال سازی پ


البته گاهی اتفاق می افتد که یک ورزشکار به اندازه کافی برانگیخته نمی شود و عوامل مانند بی علاقگی ، ملال ، عملکرد رامتاثر می کنند . اگر ما به این آگاهی مجهزیم که یک ورزشکار در سطح بهینه ای از انگیزش ، بهتر عمل می کند، باید از خود بپرسیم که مربی و سایر افراد دست اندرکارچه باید بکنند تا مطمئن شوند که ورزشکار به این سطح دست پیدا می کند و تا سر حد ممکن در این سطح می ماند و روش مناسبی که در اینجا پیشنهاد می شود ،این است که پیش از هر بازی یا مسابقه ،آزمونهای پایه روانشناسی ورزشی که شامل آزمون مختصر سطح انگیختگی فرد می باشد ،برگزار شود .

ارزشیابی مربی وورزشکار از عملکرد را نیز می توان به اطلاعاتی که از آزمون حاصل می شوند ، اضافه کرد . پس از گذشت زمان ، یافتن سطح انگیختگی پیش از مسابقه که بهترین عملکرد مربوط است ، میسر می شود   .

انگیختگی به خودی خود بد یا خوب نیست ، بلکه خنثی است و در واقع ، فعال شدن سیستم است

 حدی از فعال سازی برای هر اقدامی ضروری است ، اما زیادی آن زیان بار است . دو نظر متفاوت درباره انگیختگی در پی آمده است     ( همری 1986 Hemery )

ادموسس Admoses برنده مدال طلای دوی 400 متر با مانع ، درباره بازیهای المپیک 1976و 1984 می گوید :

«روش من در گرفتن بهترین نتیجه این است که انتظار ندارم مسابقه آسان باشد . وقتی فشار وجود دارد کار آسان تر می شود به هیجان می آیی و                می خواهی کار را انجام دهی . »

باب تیسدال BubTisdall  به یکی از دانشجویان دانشگاه کمبریج اشاره می کند که با نا امیدی بر آن بود تا مسابقه ای را برای دانشگاه برنده شود و با شکست حریفی از دانشگاه آکسفورد به یک عنوان «بلو» دست یابد ، موقعیتی که چهار سال برای آن کوشیده بود و می خواست فرصتی بدست آورد . تیسدال گزارش می دهد که این « دانشجو در مرحله نهائی در خط شروع مسابقه خشکش زد ، چنانکه ناگزیر شدیم او را که بدنش مانند جسد سفت شده بود ، از آنجا برداریم »

ادموسس آگاهانه انگیختگی ایجاد می کرد تا به عملکرد مطلوب برسد انگیختگی بر این ورزشکار اثر مثبتی دارد ، در حالی که برای آن دانشجو اثر منفی داشت پیش از آنکه به اثر عوامل خاص بر عملکرد بنگریم ، سازو کارهای این دو نوع تاثیر را بررسی می کنیم .

نظریه سایق :

یکی از نخستین تعبیرها از رابطه میان انگیختگی و عملکرد ، مبنی بر این بود که هر چه انگیختگی افزایش می یابد ، عملکرد نیز بهتر می شود .

 

این رابطه که با خط راست نشان داده می شود ، رابطه خطی نام دارد رابطه خطی را                می توان با فرمول زیر نشان داد:

عملکرد    =  انگیختگی   ×    مهارت

این نظریه را که به سایق معروف است هال Hull   ( 1951) و اسپنس Spence   (1956) بیان کرده اند و یکی از عناصر مهم آن میزان توانائی اجرا کننده در یک مهارت است . اگر مهارت یا تکلیفی به خوبی آموخته شده باشد ، انگیختگی ، مانند انگیختگی در مسابقه ، ورزشکار را برای اجرای موفقیت آمیز مهیا می کند . از سوی دیگر ، اگر میزان مهارت وی کم باشد ، انگیختگی به عملکرد زیان می رساند و ممکن است در هنگام انگیختگی عملکردش بدتر شود . به بیان دیگر ، به نظر می رسد که انگیختگی توانائی را افزون تر می کند .

اگر مربی یا ورزشکار دریابد که سطح انگیختگی بسیار بالا ست ، برای پائین آوردن آن تا زمانی که به حد قابل قبول برسد ، می توان از روشهای آرمیدگی استفاده کرد . از سوی دیگر ، اگر سطح انگیختگی بسیار پائین باشد ، برای بالا بردن آن باید از روشهای روان افزائی استفاده کرد . روشن است که ورزشکاران باید برای کنار آمدن با شرایط غیر عادی و خسته کننده روشهای خود تنظیمی متعددی را تمرین کنند. در برنامه های تکاملی ، مربیان به استفاده از خدمات روانشناسی ورزشی تشویق می شوند .

در بخش آینده به روشهای پیشنهاد شده که در تنظیم انگیختگی / فعال سازی مفید هستند اشاره خواهد شد .

 

 



تاریخ : سه‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1390 | 19:33 | نویسنده : مسعود | نظرات (0)