X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

یک روز ملا نصرالدین برای تعمیر بام خانه خود ، مجبور شد مصالح ساختمانی را بر پشت خرش بگذارد و به بالای پشت بام ببرد .
الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت . ملا مصالح را از پشت الاغ برداشت و سپس حیوان را بطرف پایین هدایت کرد . ملا نمی دانست که خر از پله بالا میرود ، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید !!!
هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیامد . ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند .
در همین موقع دید که الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد !
ملا دوباره به پشت بام رفت تا خر را آرام کند ، ولی آن زبان نفهم به هیچ صراطی مستقیم نبود که نبود ، ملا ناچارا برگشت .
پس از مدتی ، ملا متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف آویزان است !!!
بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد .
ملانصرالدین گفت : لعنت بر من که نمی دانستم :
اگر خر به جایگاه رفیعی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را می کشد !!!



تاریخ : سه‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1391 | 13:15 | نویسنده : مسعود | نظرات (0)